نظریه دولت رانتییر در کشورهای جهان سوم
نظریه دولت رانتی (تحصیلدار) برای نخستین بار در دهه 1970 توسط دکتر حسین مهدوی مطرح شد، وی دولتی را رانتی می نامد که بیش از 42 درصد منابع درآمدی اش از طریق صدور مواد خام معدنی و زیرزمینی تامین می شود. اوج گیری ناگهانی قیمت نفت در سال های آغازین دهه 1350 باعث شده بود تا محمد رضا پهلوی پادشاه ایران اعتماد به نفس بی سابقه ای پیدا کند، به دنبال افزایش بهای نفت رفتار و افکار شاه نیز تغییر کرد، پادشاه افکار بلند پروازانه ای را در سر می پروراند و قصد داشت تا هرچه سریعتر ایران را به دروازه های تمدن برساند، مهدی با این نظریه شرایطی را تبیین می کند که در آن زمامدارن با تکیه بر درآمدهای ناشی از منابع طبیعی و مدنی نظیر نفت، مس، نیشکر و ... خود و دولتشان را قدرتمند و بی نیاز از جامعه احساس می کنند، دولت برخوردار برای کسب درآمد از طریق مالیات گیری خود را به مردم محتاج نمی بیند و متقابلا پاسخگو هم نیست، چرا اگر مالیات از مردم می گرفت باید پاسخ هم می داد که آن مالیات ها را کجاها خرج کرده، کدام سرمایه گذاری را با آن انجام داده، کدام طرح عمرانی را به بهره برداری رسانده و ... ولی وقتی درآمدش از منبعی غیر مردمی تامین شود خود را سوار بر فرق جامعه احساس می کند و حتی خواسته های خود را هم بر مردم تحمیل می کند.
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط محمد فکری در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 17:31 |